مشاعره

متن مرتبط با «الا» در سایت مشاعره نوشته شده است

الا ای طوطی گوشای اسرار ، غزل 245

  • نیلوبلاگ

    الا ای طوطی گویای اسرار مبادا خالیت شکر ز منقار سرت سبز و دلت خوش باد جاوید که خوش نقشی نمودی از خط یار سخن سربسته گفتی با حریفان خدا را زین معما پرده بردار به روی ما زن از ساغر گلابی که خواب آلودهایم ای بخت بیدار چه ره بود این که زد در پرده مطرب که میرقصند با هم مست و هشیار از آن افیون که ساقی در می افکند حریفان را نه سر ماند نه دستار سکندر را نمیبخشند آبی به زور و زر میسر نیست این کار بیا و حال اهل درد بشنو به لفظ اندک و معنی بسیار بت چینی عدوی دین و...

    ادامه مطلب
  • الا یا ایها الساقی غزل شماره 1

  • نیلوبلاگ

    اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها به بویِ نافهای کآخر صبا زان طُرّه بگشاید ز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش چون هر دَم جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها به مِی سجّاده رنگین کن گَرت پیرِ مُغان گوید که سالِک بیخبر نَبوَد ز راه و رسمِ منزلها شبِ تاریک و بیمِ موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها همه کارم ز خودکامی به بدنامی کشید...

    ادامه مطلب